جهان اسلام در سوگ پیامبر رحمت و مهربانی نشسته بود که عدهای در سقیفه بنیساعده با کنار گذاشتن خواست خدا و پیامبرش، تاریخ و مسیر انسانیت را از مدار حق دگرگون ساختند.

به گزارش مشرق، انسانها با به کارگیرى رهنمودهای پیامبران الهى در زندگى و یا با کنار گذاشتن آنها، سعادت و شقاوت خود را رقم میزنند و صفحات تاریخ را روشن و یا سیاه میسازند.
مدینه و جهان اسلام در سوگ پیامبر رحمت و مهربانی نشسته است، اما عدهای در سقیفه بنیساعده با کنار گذاشتن خواست خدا و پیامبرش، یعنی با کنار گذاشتن خلیفه و جانشین بر حق پیامبر(ص) چهره تاریخ و مسیر و حرکت انسانیت را از مدار حق دگرگون ساختند.
انصار در سقیفه بنىساعده گرد آمده و «سعد بن عباده» که در آن زمان بیمار بود را آورده بودند تا حکومت بعد از پیامبر(ص) را به او بسپارند. خبر رسید که انصار در سقیفه بنىساعده گرد آمده و بر سر تعیین خلیفه در حال گفتوگو هستند، خلفای اول و دوم و ابوعبیده جراح شتابان خود را به آنجا رساندند و این در حالى بود که پیرامون پیکر رسول خدا(ص) فقط نزدیکان او یعنى على(ع) و عباس و اسامه بن زید و برخى دیگر حلقه زده و به غسل و کفن حضرت مشغول بودند.
سعد از سابقه انصار سخن به میان آورد، آنگاه خلیفه اول برخاست و از سابقه مهاجران سخن به میان آورد و گفت: «مهاجران، دوستان و از بستگان رسول خدا(ص) بوده و از هر کس دیگر، در به دستگرفتن زمام حکومت بعد از او سزاوارترند و به جز ستمگر در ادعاى چنین حقى با آنها درگیر نخواهد شد».
صحیح بخاری از قول خلیفه دوم، ماجرا را چنین روایت میکند: «بگو مگو و سر و صدا از هر طرف برخاست و چنددستگی و اختلاف به شدّت ظاهر شد، من از این موقعیت استفاده کردم و به ابوبکر گفتم که دستت را دراز کن تا با تو بیعت کنم. او هم دستش را پیش آورد و من با او بیعت کردم. پس از اینکه از کار بیعت با ابوبکر فراغت یافتیم، به سوی سعد بن عباده هجوم بردیم...».
از جمله اینکه گفت: «اگر شما به بهانه نزدیکى به پیامبر(ص) خلافت را در دست گرفته اید، که حق ما را ستانده اید و اگر با رأى مؤمنان چنین کردید، ماهم جزو آنانیم. و اینکه مى گویى سهمى از خلافت از آن ما باشد، اگر این حق از آن مؤمنان است که تو را نرسد در آن حکم کنى و اگر حق ما است، به بخشى از آن راضى نمى شویم. پیامبر(ص) از درختى است که ما شاخه هاى آنیم و شما همسایگان آن».
تفتازانی از بزرگترین دانشمندان علم کلام اهل سنّت نیز تصریح کرده است: «هیچ نصّی (دلیل قرآنی و روائی) درباره خلافت ابوبکر وجود ندارد».
ادعای اجماع نیز باطل است. زیرا به گفته خلیفه اول، تمام انصار و نیز علی بن ابیطالب (ع) «زبیر بن عوام» و تمام طرفداران آنها با خلافت خلیفه اول مخالف بودند: «تمامی انصار با ما مخالفت کردند و در سقیفه بنی ساعده جمع شدند و نیز علی(ع) و زبیر و کسانیکه همراه آنها بودند، با ما مخالفت کردند».
بنابراین هیچ نصی و هیچ دلیل عقلانی بر خلافت و جانشینی خلیفه اول بعد از پیامبر(ص) وجود ندارد و تمام شواهد و قرائن نشان میدهد که بعد از رحلت رسول خدا غصب جانشینی حضرت، صورت گرفت که اثرات مخرب آن تا قیامت، گریبان جامعه اسلامی و تاریخ بشریت را گرفته است.